اميرعلي عزيز مااميرعلي عزيز ما، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 25 روز سن داره

نبض زندگي

عمو پستچي

امروز كه مامان مونا رفت مهدكودك دنبال پسرش خاله بهاره گفت اميرعلي امروز تو كلاس زبان عالي بوده و كلي با دوستاش شعرهاي زبان رو تكرار كرده و قرار شده عمو پستچي براش يه كادو بياره مهد كودك اميدوارم روز به روز خبراي خوب بشنوم 🙏🙏🙏🙏 فرشته زيباي مامان مونا و بابا محمد عاشقتيم 😘😘😘😘
18 ارديبهشت 1397

تعطيلات نوروز ٩٧

سال نود و هفت شروع شد و اميدوارم سال خوبي رو پسرم در كنار هم داشته باشيم. بعد از تحويل سال نو آماده شديم و رفتيم خونه مامان فرخ و بابا عباس و شام اونجا بوديم. روز اول فروردين ناهار رفتيم خونه عزيز فريده و بعد ازظهرم رفتيم خونه مادرجون تاجي ( مادربزرگ بابا محمد) و براي شام هم رفتيم خونه عمه مامان مونا. روز دوم ناهار رفتيم رستوران شانديز و بعدم براي شب كه عمه مريم و خانوادش و عمو مسعود و خانوادش و عزيز مهمونمون بودن رفتيم آجيل و شكلات و ميوه خريديم. روز سوم هم خونه بوديم و مامان مونا لوازم سفر رو آماده كرد. روز چهارم صبح با مامان فرخ و بابا عباس و خاله و دايي به سمت انزلي راه افتاديم. ٤ روز انزلي بوديم و جنگل گيسوم و جاده اسالم رفتيم و كن...
16 فروردين 1397

شعر مهدكودك

امروز بعدازظهر با بابا محمد رفته بوديم خريد كه وقتي مامان مونا پياده شده بود تا خريداش رو انجام بده پسرم شروع كرده بود يه شعر از مهدكودك رو براي بابا محمد خونده بود كه وقتي مامان مونا هم اومد تو ماشين پسرمون شعر رو خوند و كلي ما رو خوشحال كرد اين اولين شعري بود كه پسرم ياد گرفته بود و ميخوند اولين شعر اميرعلي: يه گوشي داره يه شماره گير گوشي رو بردار شماره بگير از توي گوشي صدايي ميگه الو بفرماييد با كي كار داريد؟ الهي من فداي تو و صدات بشم 😘😘😘
10 اسفند 1396
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نبض زندگي می باشد