اميرعلي عزيز مااميرعلي عزيز ما، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 22 روز سن داره

نبض زندگي

لندور سواري

امروز صبح بابا محمد پيشنهاد داد سه نفري با هم بريم لواسان همونجايي كه هر هفته براي شكار ميره مامان مونا هم استقبال كرد و سريع لوازم پيك نيك رو جمع كرديم و گوشت كبابي رو هم تو پياز گذاشتيم و با لندور راهي لواسان شديم كلي با ماشين تو ارتفاعات لواسان رفتيم. هوا هم عالي و تميز بود و يه عالمه كبكم بود بابا محمد عزيز و دوست داشتني يه كباب خوشمزه دوست كرد و كلي مزه داد. چند ساعتي رو توي دل طبيعت گذرونديم و كلي خوش گذشت ...
7 آذر 1397

وفاي به عهد

امروز صبح كه پسرمون از خواب بيدار شد نشست فيلماش رو ديد و هوس رفتن به سرزمين لي لي پوتها به سرش زد مامان مونا هم بهش قول داد كه بعدازظهر كه مياد مهدكودك دنبالش با هم بريم سرزمين لي لي پوت ها پسرم كلي خوشحال شد و با خوشحال رفت مهد كودك اينم عكس مدرك براي اثبات عملي كردن قول مامان مونا به پسرش ...
29 آبان 1397

اميرعلي خفن

پسر عزيز ما شنبه ها با بابا محمد كلاس پيانو ميره و هر وقت سر كلاس آروم بشينه و خوب پيانو بزنه بابا محمد ميبرتش سرزمين عجايب اونجا كلي بازي ميكنن و آخر سرم پسرم ميره تا صورتش رو گريم كنن اينم پسر خفن من ...
29 آبان 1397

كلاس پيانو

خدا رو شكر كلاس پيانو خيلي خوب داره پيش ميره و پسرگلمون الان كاملا نت ها رو ياد گرفته و از روي دفتر نت ميتونه بخونه آفرين پيانيست كوچولو👏👏👏👏 ...
19 آبان 1397

قند و نبات خونه

امروز با اين نقاشي كه كشيدي كلي مامان و بابا رو ذوق زده كردي آفرين بهترين من وقتي عزيزكم بهم ميگي مامان مونا جون الهي قربونت برم ، يا بهم ميگي فدات بشم. يا ميگي كپل من ،و خيلي چيزاي ديگه تو دلم قنج ميره اين جمله تو دلم قنج ميره رو بايد حس كرد و تجربه كرد الهي مادر قنج رفتن تو دلت رو بارها و بارها حس كني تجربه كني لمس كني يه روزي ميرسه كه من مطمئنم تو من و بابا محمد رو سرافراز ميكني و باعث افتخار ميشي اونروز دير نيست 🙏🙏🙏🙏🙏 ...
16 آبان 1397

شمال

با خاله شيما آخر هفته رفتيم شمال شهر نور هتل نگين هوا خوب بود و بعدازظهرا كلي پسرمون با بابا محمدش ميرفتن تو دريا و شنا ميكردن من و خاله شيما هم كنار دريا رو ماسه ها مينشستيم و از صداي موج آب لذت ميبرديم ...
20 شهريور 1397

تولد ٥ سالگي قندعسل

پسرم عزيزمون، زيباترين ، قوي ترين، مهربان ترين تولد ٥ سالگيت مبارك . اميد زندگي ما از خدا سلامتي و موفقيتت رو خواهانيم، 😘😘😘😘😘❤️❤️❤️❤️ امسال يه تولد كوچولو باتفاق خانواده مادري و پدريت برات گرفتيم كه خاله ليلا و آوا سرزده اومدن و كلي سوپرايز شديم و خوشحال شديم دو روز بعد از جشن تولدت هم عمه طلعت تماس گرفتن كه شام بيان خونمون و اونا هم زحمت كشيده بودن برات كيك و بادكنك و شمع و فشفشه و كادو گرفته بودن كه واقعا سوپرايز عالي اي بود ...
20 شهريور 1397

پايان دوره آموزشي دايي

بالاخره دو ماه آموزشي دايي محمدامين تموم شد و خوشبختانه هم بقيه خدمتش رو افتاد تهران.براي همين يه جشن كوچولو گرفتيم و اول رفتيم دماوند و ويلامون رو كه تقريبا داره تموم ميشه ديديم و بعد هم براي شام رفتيم رستوران .دوست دايي محمدامين ميلاد هم با ما بود. ...
2 شهريور 1397

دماوند

امروز مامان مونا براي اينكه وسايل سفر و خونه رو جمع و جور كنه دماوند نرفت و پسرگلمون با بابا محمدش رفت و طبق معمول كلي به خاطر رفتن به دماوند ذوق كرد و اونجا هم كه مثل هميشه خاك بازي و بيل بازي كرده بود هميشه شاد باشي پسر عزيز و دوست داشتني مامان و بابا 😘😘😘😘 ...
19 تير 1397
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نبض زندگي می باشد