اميرعلي عزيز مااميرعلي عزيز ما، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 22 روز سن داره

نبض زندگي

پارك آبي

امروز ناهار رفتيم خونه عزيز فريده. بعد از ناهارم پسرگلمون با بابا محمد و عمو امير كه پسرمون بهش ميگه حاجي😂 آرمان و آرمين و عمو مسعود رفت پارك آبي انقدر اونجا بازي كرده بودي كه خسته خسته برگشتي ولي تا صبح خواب پارك آبي رو ميديدي و همش تو خواب قلت ميزدي😂😂😂 الهي كه پسرم هميشه شاد و سلامت باشي و خدا سايه بابا محمد رو روي سرت نگه داره كه تمام وقتشو با حوصله براي تو ميذاره تا بهت خوش بگذره ...
6 دی 1397

نقاشي

اميرعلي اينو كشيدي ميگفتي آرمينه آرمينم ميگفت اميرعلي ميخواد بگه آرمان رو كشيدم اشتباهي ميگه آرمين رو كشيدم 😂 ...
2 دی 1397

يلداي ٩٧

پسرم يلدات مبارك براي امسال عكاسي يلدا مهدكودك برات شلوار قرمز و پيراهن سفيد خريدم و زن عمو ساناز هم برات زحمت كشيد و با نمد كروات و كلاه هندوانه و انار درست كرد اميدوارم ساليان سال يلداهاي با خوشي و شادي رو با هم بگذرونيم🙏🙏🙏🙏 ...
30 آذر 1397

رستوران

امروز دو نفري بعد از كلاس ناهار رفتيم پرپروك پيتزا خورديم و كلي خوش گذشت بعدشم اومديم خونه دوتايي سه ساعت خوابيديم 😂😂 ...
27 آذر 1397

آتليه عكاسي

امروز تو ايستاگرام پيج چنس فتو عكس پسر گلمون رو به عنوان عكس هاي برگزيدش تو پستش گذاشته بود معلومه وقتي يه پسر انقدر خوش تيپ و خوش خنده باشه انتخاب ميشه اينو منكه مامانشم نميگم همه ميگن ...
27 آذر 1397

يه روز پر استرس

از مهد كودك اومدي خونه حالت كاملا خوب بود و كلي با هم بازي كرديم ولي يه دفعه تب كردي اونم چه تب بالايي سريع بهت استامينيفن دادم و پاشوره كردمتو طبق روال هميشه كه تب ميكني و من احتمال رودل كردن رو ميدم بهت يه ليوانم چهارگل دادم شب تا صبح رو راحت خوابيدي البته شما و بابا محمد راحت خوابيديد مامان مونا تا صبح بيدار موند از ترس اينكه مبادا تو خواب تب كني و مامان خواب باشه متوجه نشه خلاصه فرداي اونروز هم نذاشتم مهد بري كه مبادا اونجا تب نكني موندي خونه استراحت كني بماند كه استراحت كه نكردي هيچ كلي هم آتيش سوزوندي . بابا محمدم نهار اومد خونه و بعدشم سه ساعت سه نفري خوابيديم همه چي خيلي خوب داشت پيش ميرفت و شما و بابامحمد با هم حموم رفتي...
20 آذر 1397
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نبض زندگي می باشد