اميرعلي عزيز مااميرعلي عزيز ما، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 25 روز سن داره

نبض زندگي

يه روز پر استرس

از مهد كودك اومدي خونه حالت كاملا خوب بود و كلي با هم بازي كرديم ولي يه دفعه تب كردي اونم چه تب بالايي سريع بهت استامينيفن دادم و پاشوره كردمتو طبق روال هميشه كه تب ميكني و من احتمال رودل كردن رو ميدم بهت يه ليوانم چهارگل دادم شب تا صبح رو راحت خوابيدي البته شما و بابا محمد راحت خوابيديد مامان مونا تا صبح بيدار موند از ترس اينكه مبادا تو خواب تب كني و مامان خواب باشه متوجه نشه خلاصه فرداي اونروز هم نذاشتم مهد بري كه مبادا اونجا تب نكني موندي خونه استراحت كني بماند كه استراحت كه نكردي هيچ كلي هم آتيش سوزوندي . بابا محمدم نهار اومد خونه و بعدشم سه ساعت سه نفري خوابيديم همه چي خيلي خوب داشت پيش ميرفت و شما و بابامحمد با هم حموم رفتي...
20 آذر 1397

لندور سواري

امروز صبح بابا محمد پيشنهاد داد سه نفري با هم بريم لواسان همونجايي كه هر هفته براي شكار ميره مامان مونا هم استقبال كرد و سريع لوازم پيك نيك رو جمع كرديم و گوشت كبابي رو هم تو پياز گذاشتيم و با لندور راهي لواسان شديم كلي با ماشين تو ارتفاعات لواسان رفتيم. هوا هم عالي و تميز بود و يه عالمه كبكم بود بابا محمد عزيز و دوست داشتني يه كباب خوشمزه دوست كرد و كلي مزه داد. چند ساعتي رو توي دل طبيعت گذرونديم و كلي خوش گذشت ...
7 آذر 1397

وفاي به عهد

امروز صبح كه پسرمون از خواب بيدار شد نشست فيلماش رو ديد و هوس رفتن به سرزمين لي لي پوتها به سرش زد مامان مونا هم بهش قول داد كه بعدازظهر كه مياد مهدكودك دنبالش با هم بريم سرزمين لي لي پوت ها پسرم كلي خوشحال شد و با خوشحال رفت مهد كودك اينم عكس مدرك براي اثبات عملي كردن قول مامان مونا به پسرش ...
29 آبان 1397

اميرعلي خفن

پسر عزيز ما شنبه ها با بابا محمد كلاس پيانو ميره و هر وقت سر كلاس آروم بشينه و خوب پيانو بزنه بابا محمد ميبرتش سرزمين عجايب اونجا كلي بازي ميكنن و آخر سرم پسرم ميره تا صورتش رو گريم كنن اينم پسر خفن من ...
29 آبان 1397

كلاس پيانو

خدا رو شكر كلاس پيانو خيلي خوب داره پيش ميره و پسرگلمون الان كاملا نت ها رو ياد گرفته و از روي دفتر نت ميتونه بخونه آفرين پيانيست كوچولو👏👏👏👏 ...
19 آبان 1397

قند و نبات خونه

امروز با اين نقاشي كه كشيدي كلي مامان و بابا رو ذوق زده كردي آفرين بهترين من وقتي عزيزكم بهم ميگي مامان مونا جون الهي قربونت برم ، يا بهم ميگي فدات بشم. يا ميگي كپل من ،و خيلي چيزاي ديگه تو دلم قنج ميره اين جمله تو دلم قنج ميره رو بايد حس كرد و تجربه كرد الهي مادر قنج رفتن تو دلت رو بارها و بارها حس كني تجربه كني لمس كني يه روزي ميرسه كه من مطمئنم تو من و بابا محمد رو سرافراز ميكني و باعث افتخار ميشي اونروز دير نيست 🙏🙏🙏🙏🙏 ...
16 آبان 1397
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نبض زندگي می باشد